وبسایت دکترمحمدمهدی اسماعیل پور

عرفان اسلامی ایران
وبسایت دکترمحمدمهدی اسماعیل پور
"در این راه منزل اول دل دادنست و منزل دوم شکرانه را جان بر سر نهادن"
سیف الدین باخرزی عارف قرن هشتم

این وب سایت تخصصی، به تبیین علم آسمانی و دیرینه ی عرفان اسلامی -که خوشبختانه چند سالی است به محیط های علمی و پژوهشی کشور راه پیدا کرده است - می پردازد

فرهیخته ی گرامی خواهشمند است 1- برای مشاهده ی بهتر متن ها از مرورگر فایر فاکس یا گوگل کروم استفاده کنید
2- چنانچه مایل به دریافت پاسخ پرسش های خود هستید ، نظرتان را به صورت خصوصی ارسال نفرمایید
3- و در صورتی که قصد دارید ایمیل تان توسط سایر کاربران رویت نشود ، گزینه ی نمایش ایمیل را تیک نزنید .
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۹ مطلب با موضوع «هنر و زیبایی شناسی عرفانی» ثبت شده است

عبدالرزاق کاشانی عارف قرن هفتم و هشتم هجری و از شارحان آثار عرفانی شیخ اکبر محی الدین ابن عربی در باره ی زیبایی به سیاق عرفا می گوید : " جمال، تجلی خداوند است برای ذات خودش، پس برای جمال مطلق او جلالی است که در هنگام تجلی حق به ذات خود قهاریت کل را در بر دارد . پس همه او را ببینند و نه غیر را، و او برترین جمال است و برای او نزدیکی است که به وسیله ی آن به حق نزدیک می شوند و آن عبارت است از ظهور حق در همه ".

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۳ ، ۱۰:۰۴
مدیر سایت


"جلال الدین دوانی" از بزرگان و اندیشمندان عرفان اسلامی در باره ی  اثر پذیری عرفان اسلامی از زیبایی های آفرینش و هستی و تبلور"هنر و زیبایی" معتقد است : "طبیعت از صنعت (هنر) افضل است زیرا از اعلای مبادی صادر شده است بی آنکه رأی بشر را در آن مداخلتی باشد ، حال آنکه صنعت صرفا حاصل چنین مداخلتی است . پس طبیعت ، معلم و آموزگار صنعت (هنر) است و چنان که کمال اشیاء در شباهتشان به مبادی است ، کمال صنعت (هنر) در گرو تشبه به طبیعت است ". پس ،از نظر "جلال الدین دوانی" ، هنر و زیبایی به صورت ازلی خویش یعنی زیبایی حق بازمی گردد هر چند از چشمه ی زلال طبیعت گذر کرده باشد .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۲ ، ۰۹:۲۰
مدیر سایت


با توجه به آنچه در تاریخ هنر به وقوع پیوسته است به هنر قدسی هم باید با دو رویکرد نگاه کرد  :

رویکرد نخست  نگاهی است که اندیشه ی مدرن غرب به هنر قدسی دارد.  این نگاه ، همان تلقی  امر مقدس است که در آیین های شبه عرفانی و شبه دینی دیده می شود . این دیدگاه ابتدا از سوی بنیانگذاران هرمنوتیک نظیر "شلایر ماخر "و سپس "رودلف اتو "مطرح شد که معتقد بودند ذات انسان  بر پایه ی دین ورزی شکل گرفته است . از این نظر ، دین ورزی با امر مقدس و پیروی از رویدادهای آن تحقق پیدا می کند . بنابراین ، هر مکتبی که به امر مقدس پایبند است ، هنر و زیبایی اش نیز مقدس و قدسی خواهد بود . اما رویکرد دومی هم وجود دارد که بر اساس آموزه های سنتی به هنر قدسی روی خوش نشان می دهد و آن را با معرفت در ارتباط می داند . هرچند این دیدگاه ، تمامی ادیان و مکاتب دینی را در بر می گیرد اما متفکران غربی ، آن را در  هنر مسیحی خلاصه کرده ، از توجه ویژه به هنر دیرین شرق ، غفلت می کنند . این دیدگاه امروزه دستاویزی شده برای ترویج هنر رو به انحطاط غرب که آن را با نمادهای فراماسونری پیوند زده و در تلاش است به آن روح قدسی و الهی بدهد . اما هنر قدسی در اسلام اختصاص دارد به اولیاءالله . و هر هنرمندی به صرف  پرداختن به هنر قدسی ، نمی تواند مدعی این ره آورد عرفانی باشد زیرا بهره مندی از روح عرفانی ، ابتدا نیازمند تهذیب نفس و تحصیل فضایل اخلاقی است .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۲ ، ۱۰:۰۱
مدیر سایت


از آنجا که حضرت احدیت تمامی کائنات را بر اساس دو بعد ظاهری

و باطنی خلق کرده است ، تجلیاتش نیز به دو صورت

 جلالی و جمالی ظهور می یابد .


بر این پایه ، زیبایی نیز به دو شکل زیبایی ظاهری و زیبایی باطنی

تقسیم می شود .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۲ ، ۱۰:۱۱
مدیر سایت


از آنجا که ارزش زیبایی حقیقت و برداشت اشخاص از آنها به جهت اختلاف آنان


در طرز تفکرات و وضع روانی و موقعیت های خاص فرهنگی ، مختلف است لذا


نمی توان رابطه ی بین این سه مفهوم را مطلق در نظر آوریم .


مرحوم جعفری در این باره می گوید هر اندازه رشد مغزی و کمال یک انسان ،


بالاتر باشد ، هر حقیقت و هنر مفید و انسانی را زیبا تلقی خواهد کرد ؛


با این معنی که همان انبساط روانی را که در حال شهود زیبایی ها در خود


احساس می کند ، در موقع دریافت یک حقیقت و یک اثر هنری مفید بر حال انسان ها ،


همان انبساط را در درون خود دریافت خواهد کرد .


البته تردیدی در اختلاف انواع انبساط روانی در دریافت حقایق و آثار هنری گوناگون ،


وجود ندارد ؛ همان گونه که انبساط هایی که در دریافت زیبایی به وجود می آیند ،


با یکدیگر مختلف اند .


علت اصلی احساس زیبایی در حقایق و آثار هنری مفید به حال انسان ها ،


مربوط به تصورات و دریافت های اشخاص معمولی که زیبایی را تنها در رنگ ها و شکل ها


و نمود های موزون و خوشایند ، می بینند ، نیست ؛ بلکه مربوط به یک شهود والایی است


که در باره ی فروغ ملکوت هستی در این جهان بزرگ در درون خود دارند .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۱:۱۷
مدیر سایت


حقیقت در صورتی با زیبایی ارتباط برقرار می کند که 


زیبایی مورد نظر "زیبایی مطلق "باشد .


زیرا زیبایی مطلق نیازی به اثبات این که او حقیقت واقعی را 


در عالی ترین کمال داراست ، ندارد .



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۰:۵۴
مدیر سایت


بزرگان علم زیبایی شناسی معتقدند قبل از اینکه 


زیبایی را تعریف کنیم لازم است تعریفی از حقیقت ارائه نماییم ،


تا روشن شود که علم زیبایی بر چه پایه ای بنا شده است .


تعاریفی که در زیر می آید دیدگاه  فیلسوف معاصر ، علامه محمد تقی جعفری است .


ایشان چهار تعریف از "حقیقت" مطرح می کند و می گوید 


هر چهار تعریف در حوزه ی معرفت است :




1-هر آنچه که موجود است و یا در جریان قوانین هستی به وجود می آید حقیقت است .


2-حقیقت هر موجود واقعی است که ثباتی داشته باشد، زیرا در معنای حق ، ثبوت وجود دارد .


3-حقیقت مانند حق ،آن واقعیت است که برای شدن و بودن شایسته است .


4-حقیقت عبارت است از تطابق درک ، که عمل قطب ذهنی است با واقعیت درک شده ،


که شئ در جهان عینی باشد .


بر این اساس ، نسبت حقیقت با زیبایی ، نسبت اصل حیات انسانی


با کیفیت لذت بار آن است .


اصل حیات و تلاش برای ادامه ی آن ، و احساس ضرورتی که


در وجود و بقای آن وجود دارد ،پایه ی اساسی و کیفیت های لذت بار حیات مانند


 مانند غذای خوب ، لباس خوب ،مسکن خوب ، فروع و عوارض خوشایند آن است .



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۰:۴۲
مدیر سایت


هنر نیز مانند سایر ویژگی های باطنی انسان ، دارای مراتبی است .

عالی ترین مرتبه ی هنر ، در عرفان ، به ویژه در عرفان اسلامی تجلی می یابد .

هنرمند در مرتبه ی عرفانی هنر ، پس از عبور از حجاب های دنیوی ،

بر اساس  استعداد باطنی و تهذیب نفس ،

و با بهره مندی از الهام آسمانی ، شور و شوق الهی ،

خرمن وجودش را روشن می کند و به

تدریج ، به سوی عشقی آتشین حرکت می کند .

در مراتب بالاتر ، این عاشق دلسوخته است که همه ی امیال و خواسته هایش

در برابر معشوق حقیقی رنگ می بازد

و رفته رفته در خیال معشوق غرق می شود .

با این وصف ، شرایط برای سیر و سلوک هنرمند فراهم می شود .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۰:۰۲
مدیر سایت


در سده های پیش ، هنر به معنایی که امروزه به کار می رود نبوده است .

در آن دوران ، هنر  که معنای  امروزی ابداع و نوآوری نداشته

و بیشتر به هنر های فکری و حتی فضیلت آمده ،  یونانیان به آن  "تخنه" ،

در زبان لاتین "آرتوس" و

"آرس" ،  به فرانسه "آر" ، و به انگلیسی "آرت" ، مطرح بوده است .

اصل و ریشه ی هنر به سانسکریت می رسد و به لفظ "سونر" و "سونره"

گفته می شده که در اوستایی

به "هونر" و "هونره" تغییر پیدا کرده است .

"هو" و "سو" به معنی نیک ، و بنابراین هونر و هونره مساوی خواهد بود

با نیکمردی و نیکزنی .

در فارسی پیشین ، از چهار هنر به معنی فضائل چهارگانه یاد شده

که عبارتند از شجاعت ، عدالت ، عفت و حکمت عملی

 که با فرزانگی برابری می کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۹:۴۴
مدیر سایت