وبسایت دکترمحمدمهدی اسماعیل پور

عرفان اسلامی ایران
وبسایت دکترمحمدمهدی اسماعیل پور
"در این راه منزل اول دل دادنست و منزل دوم شکرانه را جان بر سر نهادن"
سیف الدین باخرزی عارف قرن هشتم

این وب سایت تخصصی، به تبیین علم آسمانی و دیرینه ی عرفان اسلامی -که خوشبختانه چند سالی است به محیط های علمی و پژوهشی کشور راه پیدا کرده است - می پردازد

فرهیخته ی گرامی خواهشمند است 1- برای مشاهده ی بهتر متن ها از مرورگر فایر فاکس یا گوگل کروم استفاده کنید
2- چنانچه مایل به دریافت پاسخ پرسش های خود هستید ، نظرتان را به صورت خصوصی ارسال نفرمایید
3- و در صورتی که قصد دارید ایمیل تان توسط سایر کاربران رویت نشود ، گزینه ی نمایش ایمیل را تیک نزنید .
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۷ مطلب با موضوع «رهنمودها و لطایف عرفانی» ثبت شده است

بدان که دنیا منزلی است از منازل راه دین و راه گذری است مسافران را به حضرت الهیت و بازاری است آراسته بر سر بادیه نهاده تا مسافران از وی زاد خویش برگیرند و مقصود از دنیا ، زاد آخرت است که آدمی را در ابتدای آفرینش ساده آفرید و ناقص و لکن شایسته ی آنکه کمال حاصل کند و صورت ملکوت را نقش دل خویش گرداند چنانچه شایسته ی حضرت الهیت گردد ، بدان معنی که راه یابد تا یکی از نظارگیان جمال حضرت باشد .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۵ ، ۰۸:۵۲
مدیر سایت

امام خمینی مسیر پیش روی عارف سالک برای نیل به مقام انسان کامل شدن را چهار مرحله می دانند که عبارتند از : مقام علم - مقام ایمان - مقام طمأنینه - مقام شهود . مقام علم : ایشان معتقدند که سالک در مقام علم باید با برهان فلسفی و علمی ، ذلت بندگی و عزت ربوبیت را اثبات کند .مقام ایمان : علم حقیقی که از مقام عقل و برهان به قلب راه می یابد مقام ایمان نام دارد . مقام طمأنینه : از نظر امام خمینی این مقام ،مرتبه ی کامل ایمان است که در آن ، قلب به اوج آرامش و قرار دست پیدا می کند .مقام شهود : مرتبه ی شهود ، مرتبه ی رؤیت و ادراک بی واسطه ، حضوری ، عینی و جزیی حقیقت است که سالک در آن مقام ، باطن دنیا را رؤیت می کند .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۱۵
مدیر سایت

قرآن کریم با بیانی جالب ، روشن می سازد که همه ی معارف حقیقیه از توحید و خداشناسی واقعی سرچشمه می گیرد و استنتاج می شود و کمال خداشناسی از آن کسانی است که خداوند آنان را از هر جا جمع آوری کرده و برای خود اختصاص داده است و آنان هستند که خود را از همه کنار کشیده و همه چیز را فراموش کرده اند و در اثر اخلاص و بندگی ، همه ی قوای خود را متوجه عالم بالا ساخته اند و دیده به نور پروردگار پاک روشن نموده اند و با چشم واقع بین ،حقایق اشیاء و ملکوت آسمان و زمین را دیده اند زیرا در اثر اخلاص و بندگی به یقین زسیده اند و در اثر یقین ملکوت آسمان و زمین و زندگی جاودانی ، جهان ابدیت برایشان مکشوف شده است .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۹:۳۳
مدیر سایت


الهی ! خلق تو شکر نعمت های تو کنند ، من شکر بودن تو کنم ، نعمت ، بودن توست .

الهی ! خوشی با توست ، اشارت به بهشت می کنی ؟

الهی ! اگر قصه ی اندوهگینان بر تو خوانم ، آسمان و زمین خون گریند !

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۲ ، ۱۲:۴۶
مدیر سایت

 

«حج» در لغت به معنای قصد کردن، طلب کردن و نیت کردن است. با وجود اینکه بحث نیت و قصد بسیار اهمیت دارد و جنبه باطنی حج است اما در ظاهر می توانیم بگوئیم حج، جامع همه عبادات است، یعنی شما هر کدام از عبادتها یک سری ویژگیهایی دارند که همه آن ویژگیها را می توان یکجا در حج بیابیم. مثلا نماز شامل یک سری راز و نیاز، ستایش و نیایش و اذکار، حرکات و سکنات است و در حج هم علاوه بر اینکه در طواف، نماز طواف داریم در بخشهای دیگر حج هم اذکار، نیایشها و ذکرهای مختلف وجود دارد.

 ماهیت روزه کف نفس و خویشتنداری و ترک است یعنی یک سری از کارها را انجام نمی دهیم نه اینکه یک سری کارهای را در روزه انجام می دهیم. در حج هم آنجا که محرم می شویم و محرمات احرام را حفظ و خویشتنداری می کنیم از یک مجموعه مسائلی که برای ما حرام است دوری می کنیم و از این جهت حج به روزه شباهت پیدا می کند. خمس و زکات مستلزم خرج کردن و پول دادن و صدقه دادن و گذشتن از مال است در قسمتهای مختلف حج هم در خود سفر حج و توشه و زاد سفر و هم در قربانی، خرج کردن و هزینه کردن وجود دارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ آبان ۹۲ ، ۱۳:۳۶
مدیر سایت

محبت و عشق را سبب های گوناگون و انگیزه های بی شمار است . از آن جمله آنچه که نتیجه ی مناسبت واقع بین بعضی از صفات محب و محبوب و عاشق و معشوق می باشد ، که از حیث  این صفت با هم اتحاد دارند – اگر چه بهره وری هر دو با هم تفاوت دارند – از آن جمله به واسطه ی  محال بودن ظهور حکم صفتی از صفات در دو موجود و یا دو شخص  به طور مساوی و برابر ، بلکه به علت تفاوت استعدادهای ماهیات غیر مجهول که اقتضای قبول و پذیرش وجود یگانه ای که تمامشان را – با گوناگون بودنشان به صورت های مختلف – فراگیرد ، ناگزیر از حصول تفاوت است . از این روی همانندی بین دو چیز از تمام جهات  - ذات و صفت و حال – محال و غیر ممکن است ، بلکه نهایت آن شبیه بودن از بعضی جهات است .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۹۲ ، ۱۳:۳۱
مدیر سایت

اینکه غایت عرفان وصال خدا است، جای بحثی ندارد و عرفای متدین به‌خصوص عرفایی که در ادیان ابراهیمی نشو و نما پیدا کرده‌اند، غایت عرفان را وصال خدا می‌دانند. منتهی عرفای مختلف طریق رسیدن به وصال خدا و درگاه ربوبی را متفاوت دانسته‌اند. برخی راه مخافت را پیشنهاد کردند، بعضی راه معرفت را دنبال کردند و بعضی راه محبت را پیش گرفتند. راه مخافت بیشتر بر جلال خداوند تأکید دارد که با توجه به جلال خدا ما در درگاه ربوبی احساس کوچکی و حقارت داشته باشیم و این که در برابر او هیچ باشیم و این یک نوع فنا در برابر خداوند تعالی است یعنی خود را ندیدن از فرط کوچکی و به خاطر خوف. البته این خوف و خود را ندیدن معنای منفی ندارد مثل قرآن که فرمود: «اما من خاف مقام ربه» عرفا به خاطر خوفی که از مقام رب دارند احساس کرنش و کوچکی می‌کنند و در برابر جلال خداوندی خاضع‌اند و این راه، راه مخافت است.   عرفای ما بیشتر یا راه معرفت را طی کردند یا راه محبت را که مراد از عرفان محبت، همان عرفان عشق معروف است که راه معرفت دینی اینکه خود را بشناسیم و از راه خودشناسی به شناخت جلال و جلال خداوند برسیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۲ ، ۱۳:۰۷
مدیر سایت


هم او آفتاب ، هم او فلک ، هم او آسمان ، هم او زمین ، هم او عاشق ،


هم او معشوق ، هم او عشق ، که اشتیاق عاشق و معشوق از عشق است .


چون عوارض و اشتقاقات برخاست کار وا یگانگی حقیقت خود افتاد .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۹۲ ، ۰۹:۰۵
مدیر سایت


در آن هنگام که جمال والای حق جل و علا در یک دل تجلی نکند ،


نوبت به پرستش بت های زیبای محسوس که بشر با دست خود می سازد می رسد .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۱:۴۴
مدیر سایت

در عرفان شیعی راهی که به ولایت الهی می‏رسد، از راه ولایت اهل بیت(علیهم‌السلام) است.

علاوه بر این در عرفان شیعی باید به همه احکام و دستورات شریعت عمل شود،

و در طریقت نیز از ولای این خاندان بگذرد و از آن تجاوز نکند و تنها همین را مسیر راه قرار بدهد،

زیرا در روایات ولایت امیرمؤمنان(علیه‌السلام) صراط مستقیم معرفی شده است.[1][1]

انسان، هم باید به احکام ظاهری عمل کند و همه عبادات یا معاملات او

بر اساس شریعت باشد و هم در مسئله ء رهبری، از ولایت خاندان

پیامبر صلوات اللّه و سلامه علیه تجاوز نکند و آن را مسیر راه قرار دهد،

چون حصن ولایت: «ولایة علی بن أبی‏طالب حصنی»[2][2] دالان ورودی

حصن مهم‏تری است: «کلمة لا إله إلاّ اللّه حصنی».[3][3]

بنابراین، عرفان شیعی در مسیر دین و ولایت حرکت می‏کند؛

یعنی به آنچه آیه شریفه ﴿ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا﴾[4][4] و حدیث شریف ثقلین[5][5] بیان کرده‏ اند، عمل می‏کند.

 [1][1]  ـ بحار الانوار، ج 39، ص 246.

2   ـ همان، ج 49، ص 127.

3   ـ سوره حشر، آیه 7.

4 ـ قال النبی‏صلی الله علیه و آله و سلم: «إنّی تارک فیکم الثقلین ما إن
تمسّکتم بهما لن تضلّوا، کتاب اللّه و عترتی أهل بیتی و إنّهما لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض» (وسائل الشیعه، ج 27، ص 33؛ الدر المنثور، ج 7، ص 349).



[1][1]  ـ الکافی، ج 1، ص 416.

[2][2]  ـ بحار الانوار، ج 39، ص 246.

[3][3]  ـ همان، ج 49، ص 127.

[4][4]  ـ سوره حشر، آیه 7.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۱:۵۰
مدیر سایت

شیخ حسن نخجوانی معروف به بلغاری (ف.698) در نامه ی خود به علاالدوله ی سمنانی

 از عرفای قرن 7و8 هجری ، واقعه ای را نقل کرده که در شیراز ،

 در دکان حلوایی ، برایش اتفاق افتاده است واین واقعه را او مدتی بعد

 برای علاالدین عطا ملک جوینی (ف.681) نویسنده ی تاریخ جهان گشا ،

 در شهر تستر یا شوشتر نقل کرده است :

وقتی در تستر صاحب دیوان علا الدین ، به نزدیک ما آمد ، او را به انواع سخنان گفتم

 او را خوش آمد گفت من تو را به بغداد خواهم برد .

 گفتم مرا کمان سخت است  تو نتوانی کشید گفت می کشم ،

مکرر کردم ، همین جواب گفت . گفتم مرا سخنی است بشنو ،

 که می شاید به بغداد رفتن یا نه . گفت بفرما .

گفتم : وقتی در شیراز بر دکان حلوایی نشسته بودم ، طبق عسل نهاده بود مگسان بیامدند .

 بعضی بر کنار طبق نشسته و بعضی در میان طبق .

حلوایی بادزن بجنبانید آنها که بر کنار طبق بودند بپریدند ،

 و آنها که در میان طبق بودند خواستند که پرواز کنند ،

 پایهای ایشان به عسل فرو رفته بود ، پرهای ایشان نیز به عسل فرو رفت .

همه هلاک شدند . مرا وقت خوش شد ، حلوایی مرد اهل بود  گفت :

 ای عزیز ، ما این حلوای صوری از تو دریغ نداریم ؛

 از این حلوای معنوی که بر تو حل شد از ما دریغ مدار !

 گفتم  همه ی دنیا را و تنعم دنیا را و قانعان و حریصان دنیا را

 بر این طبق تو بر من عرض کردند .

 مرا در باطن چنین گفتند که این طبق را دنیا دان ، و این عسل را تنعم دنیا ،

واین مگسان را طالبان دنیا .

 آنها که بر کنار طبق نشستند قانعان بودند ، و آنها که در میان نشستند حریصان .

 حریصان پنداشتند که در میان که نشینند بیشتر خورند ، ندانستند که الرزق مقسوم .

چون عزراییل مروحه الرحیل بجنباند ، آنها که بر کنارند خوشی خوردند و خوشی رفتند .

 فی مقعد صدق عندک ملیک مقتدر .

 و آنها که درمیان  نشینند ، چندان که بجنبند فروتر خواهند رفت .

مرا آن روز گفتند که تو کنار طبق اختیار می کنی یا میان ؟

من آن روز کنار اختیار کرده ام ، اکنون در میان آمدن ، و روی به بغداد نهادن  پسندیده نیاید.

از نظر شیخ حسن ، عسل نمودگار دنیاست و بادزن ، نمودگار اجل و مرگ .

اما از نظر علاالدوله ، عسل نمودگار فضل الهی است و بادزن ، نمودگار تجلیات لطف و قهر الهی .

 بر این اساس ، مگسانی که در میان طبقند و از تجلیات الهی بهره مند می شوند ،

 مرتبه ی بالاتری دارند تا مگسانی که در کنار طبق می نشینند و زود فرار می کنند .

منبع : پروانه و آتش دکتر پورجوادی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۲:۵۶
مدیر سایت

غزالی قبل از تأویل آیه ی نور در" مشکات الانوار" به مراتب روحی بشری می پردازد که دارای

پنج درجه است :

1- روح حساس : که محسوسات را درک می کند . این روح در کودک و بالغ وجود دارد .

2-روح خیالی : که آنچه را در حواس وارد می شود فرا می گیرد و آن را در خزانه ی خود

جای می دهد . این روح خیالی در کودک شیرخوار یافت نمی شود و پس از آن پدیدار می گردد

و گاه برای پاره ای از حیوانات حاصل می شود .

3-روح عقلی : که معانی مجرد از حس و خیال را درک می کند . این روح عقلی ، جوهر انسان

و مدرکات آن  ، معلومات ضروری و کلی است .

4-روح فکری : یا نظری که عبارت است از روحی که روابط منطقی میان افکار را درک می کند

و از مقدمات به نتایج می رسد .

5-روح قدسی ِ نبوی : که برای پیامبران و خواص اولیاست . در همین روح قدسی است که

لوایح غیبی ، تجلی می کند . چنا ن که خداوند در قرآن کریم به آن اشاره می کند : "و کذلک

اوحینا الیک روحا من امرنا" .

این ارواح پنجگانه انواری هستند که اصناف موجودات محسوس و معقول را آشکار می سازند.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۲ ، ۱۱:۲۳
مدیر سایت

ای عزیز ندانم که عشقِ خالق گویم و یا عشق مخلوق ،

عشق ها سه گونه آمد ، اما هرعشقی درجات مختلف دارد :

عشقی صغیر است و عشقی کبیر و عشقی میانه ؛

عشق صغیر ، عشق ماست با خدای تعالی ؛

و عشق کبیر ، عشق خداست با بندگان خود ؛

عشق میانه دریغا نمی یارم گفتن که بس مختصر فهم آورده ایم .

تمهیدات عین القضات

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۲ ، ۱۰:۱۹
مدیر سایت

میان محبت و عقل منازعت و مخالفت است ،

هرگز با یکدیگر نسازند ،

به هر منزل که محبت رخت اندازد ، عقل خانه پردازد ،

هر کجا عقل خانه گیرد محبت کرانه گیرد .

مرصاد العباد نجم الدین رازی ص59

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۲ ، ۱۰:۰۵
مدیر سایت

در دعای رسول (ص) است که گفت الهم ارزقنی حبّک و حبَّ من احبّک و حبّ من یقرّبنی الی

حبّک و اجعل حبّک احبّ الیّ من الما البارد گفت بارخدایا مرا روزی کن دوستی خویش و دوستی

دوستان خویش ، و دوستی هر چیزی که مرا به دوستی تو نزدیک گرداند و دوستی خود بر من

دوستر گردان از آب سرد بر تشنه .

ابو حامد امام محمد غزالی در کیمیای سعادت ج2 ص570

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۲ ، ۰۹:۵۸
مدیر سایت

میان عاشق و معشوق کس در نگنجد ،

بار ناز معشوقی عاشق ، عاشق تواند کشید

و بار ناز عاشقی عاشق هم معشوق تواند کشید

چنانک معشوق ناگذران عاشق است ، عاشق هم ناگذران معشوق

است .

خواست معشوق ، عاشق را پیش از خواست عاشق بود معشوق را،

بلک ناز و کرشمه ی معشوقانه عاشق را می رسد زیرا که عاشق ،

پیش از وجود خویش ، معشوق را مرید نبود

اما معشوق ، پیش از وجود عاشق ، مرید عاشق بود ،

چنانک خرقانی گوید : " او را خواست که ما را خواست "

اگر چه به حقیقت میان عاشق و معشوق بیگانگی و دوگانگی نیست

از مرصاد العباد نجم الدین رازی ص49

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۲ ، ۰۹:۴۲
مدیر سایت


 

رهنمود عرفانی دکتر سید عباس قائم مقامی

 

نخستین و مهم ترین رکن در طریق معرفت و قرب حق

 

انجام خالصانۀ واجبات و ترک محرّمات است و در میان واجبات عبادی ، هیچ چیز برتر از نماز نیست . بنابر این نماز هر چه پاکیزه تر وبا خشوع اتیان شود ، طعم خود را به انسان می چشاند و این طعم و مزّه ، نشانۀ قرب به حضرت حقّ است و معلوم می شود که درجه و مرتبه ای از " معراج و قرب صلاتی " را ادراک کرده ایم!

از لوازم اتیان پاکیزۀ نماز واهتمام جدّی به آن ، حتی الامکان ، تقیّد به اول وقت است . اصولاً انجام عبادات و احکام شرعی ، دو گونه امکان پذیر می باشد. نخست اینکه این احکام و عبادات به عنوان اینکه " مأمور به " و" فرمان " خداوند هستند اتیان شوند. در اینصورت طبیعی است که مومن ، آنها را به انگیزه و قصد ادای تکلیف به جای می آورد و قطعاً نیز مأجور و مثاب خواهد بود و تکلیف شرعی نیز از او ساقط می گردد .اما گونۀ دیگر این است که اتیان عبادات و احکام ، نه از آن روست که صرفاً فرمان و تکلیف الهی هستند ، بلکه فراتر از آن، این عبادات محبوب و مطلوب حضرت پروردگار و مقرِّب به او می باشند و فرد مومن نیز آنها را به قصد و انگیزۀ تحصیل رضایت پروردگار خود و تقرّب به او انجام می دهد. در اینصورت در نظر چنین بنده ای ، صرفِ انجام عبادت کافی نیست، بلکه چگونه انجام دادن آن اهمیت دارد . پس می کوشد آنها را آنگونه که مقرِّب تر بوده و به رضایت حضرت حقّ نز دیک تر باشد بجا آورد. اینجاست که اهتمام به نوافل – به مفهوم عامّ آن – موضوعیت پیدا می کند . نوافل در مفهوم عامّ به معنای هر عملی است که به قصد محبوبیت و مقرّبیت پروردگار انجام می گیرد ، نه صرفاً به قصد " تکلیف و مأموربه " بودن !

 

راز اهتمام و تقیّد به نماز اول وقت نیز همین است ." اول وقت " به خودی خود ، مأمور به نیست اما محبوب و مطلوب پروردگار است و همین مقدار برای کسی که طالب قرب پروردگار می باشد کافی است که آن را از دست ندهد و بدان اهتمام ورزد .

 

پس از نماز اول وقت ، نافلِۀ شب نیز تاثیر شگرفی در حصول انفتاح قلبی دارد . خصوصاً نافلۀ شب جمعه - انس با قرآن کریم ، یعنی تجربۀ گفتگو با خداوند – تا 50 آیه و تدبّر و تأمّل در حداقل 5 آیه بطور روزانه ، نیز از مصادیقِ نوافلِ مقرّب و کارساز است و از یاد نباید برد که در زمرۀ برترین نوافل و مقرّبات ، توسل به مقام ولایت حضرات معصومین (ع) – خصوصاً وجود مقدّس ابی عبدالله الحسین (ع) می باشد که افضل قربات است . چنانکه در زیارت عاشورا با توسل به آن حضرت ، از خداوند انتظار وصول به مقام محمود را داریم : ( أسئله أن یبلّغنی المقام المحمود لکم عند الله ). درست همانگونه خداوند نافلۀ شب را مقتضی وصول به مقام محمود معرفی می کند : ( عسی أن یبعثک ربّک مقاماً محموداً ) و صد البته باید دانست ، تاثیر همه اینها به نحو اقتضاء و امکان است . یعنی فرایند نتیجه بخشی آنها ، آنگاه تکمیل می گردد که مانع و رادع در برابر خود نداشته باشند و گرنه با وجود مانع ، نمی توان از هیچیک از این نوافل انتظار نتیجۀ مطلوب داشت . منظور از "مانع" گناهانی است که آدمی مرتکب می شود که برخی از آنها علاوه بر ایجاد کدورت قلبی ، مانع تأثیر و نتیجه بخشی اعمال دیگر می شوند و در این میان هیچ مانعی غلیظ تر و حاجب تر از دل آزاری و تضییع حقوق دیگران نیست . رعایت حقوق انسانها ، حفظ کرامت افراد - هر کس و در هر مرتبه ای که هستند - ، محبت ورزی و خیر خواهی برای خلق خدا به تصریح مکرّر قرآن کریم و حضرات معصومین (ع) (که به تجربۀ قطعی نیز رسیده) مهم ترین و مؤثرترین راه ابراز محبت به حضرت پروردگارمی باشد و راز دعاهای شبانه حضرات معصومین (ع) از جمله وجود مقدس حضرت صدیقۀ طاهره (س) در حقّ دیگران ، مقدم بر دعای برای خود، همین است! انسان از آن رو که "خلق و مظهر" حضرت حق است، قطع نظر از اینکه کیست، چگونه می اندیشد و چگونه عمل می کند ؟ ، دارای احترام است . حفظ کرامت افراد – محبت ورزی و احسان به دیگران – جدیت در رعایت حقوق انسانها و قضای حوائج آنان و ... مصداق خالصانه ترین عشق و محبت ورزی به خداوند است (الذین آمنوا أشدّ حبّاً لله و من أحبّ شیئاً أحبّ آثارَه) و موثر ترین شیوه برای جلب رحمت الهی است . چنانکه خداوند در قرآن کریم احسان و پرداخت وام به دیگران را برای حلّ مشکلاتشان ، وام به خود می داند (من ذالذی یقرض الله قرضاً حسناً) و به موسی (ع) وقتی که از شخصی بیمار ملاقات نکرده بود ، چنین در مقام گلایه فرمود : « من مریض شده بودم ، چرا از من عیادت نکردی (فقد مرضت و لم تعدنی ! ) حضرت امیر فرمود : " أبلغُ ما تستدرّ به الرّحمة أن تضمرَ لجمیع الناس الرحمة " (کارساز ترین چیزی که جلب رحمت الهی را می کند ، آرزوی رحمت برای همۀ انسانهاست .)

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۲ ، ۱۳:۳۰
مدیر سایت