وبسایت دکترمحمدمهدی اسماعیل پور

عرفان اسلامی ایران
وبسایت دکترمحمدمهدی اسماعیل پور
"در این راه منزل اول دل دادنست و منزل دوم شکرانه را جان بر سر نهادن"
سیف الدین باخرزی عارف قرن هشتم

این وب سایت تخصصی، به تبیین علم آسمانی و دیرینه ی عرفان اسلامی -که خوشبختانه چند سالی است به محیط های علمی و پژوهشی کشور راه پیدا کرده است - می پردازد

فرهیخته ی گرامی خواهشمند است 1- برای مشاهده ی بهتر متن ها از مرورگر فایر فاکس یا گوگل کروم استفاده کنید
2- چنانچه مایل به دریافت پاسخ پرسش های خود هستید ، نظرتان را به صورت خصوصی ارسال نفرمایید
3- و در صورتی که قصد دارید ایمیل تان توسط سایر کاربران رویت نشود ، گزینه ی نمایش ایمیل را تیک نزنید .
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۹ مطلب با موضوع «احادیث عرفانی» ثبت شده است


کلمه ی هشتم : فرمود "لاعرف" یعنی تا بشناسند مرا . این کلمه کلید در فردوس اعلی است بلکه حاجب انبیاء و اولیاست و امیر بار وصول به حضرت کبریاست و لکن نه مرتبه ی اهل کبر و ریاست...اشارت است بدانچه سر ایجاد موجودات و حکمت تدوین مکونات ، معرفت ذات و صفات خداوندی بود و خلاصه ی کائنات مستعدان قبول این سعادت آمدند که متحملان اعباء بار امانت اند و تفصیل این جمله و زبده ی این زمره خواص عالم عبودیت بودند از انبیاء و اولیاء .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۲ ، ۰۹:۱۰
مدیر سایت


کلمه ی هفتم : فرمود "الخلق" یعنی آدمی را ، و خلق اسم جنس است آدمی را همچون انسان و ناس ، واحد و جمع را متناول است... و بدین خلق آدمی را خواست لاغیر که اعادت جز آدمی را نباشد... در ضمن این اشارت ، بشارتی بزرگ است آدمی را که مظهر ذات و مظهر صفات الوهیت او آمد ، لاجرم از کل کاینات حواله ی معرفت بدو کردند که "فخلقت الخلق لاعرف" ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۲ ، ۰۹:۵۷
مدیر سایت


کلمه ی ششم : فرمود "فخلقت" یعنی بیافریدم ، اشارت است به ابداع و اختراع موجودات و مخلوقات از روحانی و جسمانی به صفت مبدعی بی ماده و هیولا ، بی یار و معین ، بی همتا و انباز ، به ارادت و اختیار ، نه به جبر و طبع ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ دی ۹۲ ، ۰۹:۰۱
مدیر سایت


کلمه ی پنجم : فرمود "ان اعرف" یعنی مرا بشناسند ، اشارت  به تصحیح و اثبات معرفت ذات و صفات حق است و شرح محبوبی او که از لازمه ی معرفت است و یافت مرتبه ی محبوبی مقدار معرفت باشد چندانکه مقام معرفت عالی تر مرتبه ی محبوبی کامل تر و ترقی مقام محبی هم به قدر معرفت محبوب تواند بود و معرفت هم نتیجه ی محبت آمد چنانکه محبت نتیجه ی معرفت است و این سری بزرگ است ، فهم هر کس بدان نرسد ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۹۲ ، ۱۰:۲۳
مدیر سایت


کلمه ی چهارم : فرمود "فاحببت" یعنی دوست داشتم . اشارت است به صفت محبی و محبوبی ؛ حق محب است که دوست دارنده است و محبوبست که دوست داشته است . "یحبهم و یحبونه" نتیجه ی این محبی و محبوبی است . او سبحانه هم محب خویش است و هم محبوب خویش ، هم او صید است و هم او صیاد ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۹۲ ، ۱۰:۴۹
مدیر سایت


کلمه ی سوم : فرمود "مخفیا" یعنی گنجی پنهانی بودم ، اشارتست به صفت باطنی حق که "هوالباطن" این همه انواع موجودات و اصناف مکنونات ظاهر کرد و او همچنان باطن ، که هیچ تغییر به باطنی او راه نیافت و او در آن باطنی ظاهر که "هوالظاهر" چنانکه ظاهری او منافی باطنی نیامد و به عدم موجودات نقصانی در ظاهری او نبود و به ایجاد و اظهار مخلوقات کمالی در ظاهری او نیفزود .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۲ ، ۱۰:۴۷
مدیر سایت


کلمه ی دوم : فرمود "کنزا" یعنی گنجی بودم ، اشارت به صفات ربوبیت است . نسبت آن به گنج از سه وجه دارد : اول آنکه گنج موجب استظهارست . دوم آنکه گنج عدت دفع هر حاجت و تحصیل هر مقصود و مطلوب است . سوم آنکه گنج سبب غنا و استغناست و سرمایه ی کرم . پس به حقیقت استظهار وجود موجودات به صفت موجدی حق است و عدت دفع حاجات و تحصیل مقاصد و مطالب مکنونات صفت صمدیت او آمده و غنا و استغنا و کرم مطلق صفت قیومی اوست که او سبحانه به ذات خود قائم است و جملگی کائنات به صفت قیومی او قائم اند ، ذات او منزه از احتیاج و همه چیزها بدو احتیاج ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۲ ، ۰۹:۵۱
مدیر سایت


کلمه ی اول : "کنت" یعنی "بودم من" اشارت است به کینونیت ذات الوهیت بی سابقه ی ابتدا و لاحقه ی انتها از بهر آنکه کلمه ی "کان" دلالت کند بر ماضی و مستقبل و حال به خلاف افعال دیگر . یعنی کان را معنی آن است که بود و باشد و هست و هیچ فعلی دیگر را - که بر صیغت ماضی باشد - این خاصیت نیست که معنی مستقبل و حال دهد . پس لفظ "کنت" آن معنی دهد که همیشه بودم و هشتم و باشم نه اولیت مرا ابتدایی است و نه آخریت مرا انتهایی ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۲ ، ۰۹:۳۸
مدیر سایت


یکی از ژرف ترین احادیث قدسی که پایه و اساس مباحث عرفان اسلامی است ،  حدیث مشهور "کنز مخفی" است که خداوند متعال در پاسخ به حضرت داوود علیه السلام که عرض کرد : "یا رب لماذا خلقت الخلق ؟ " فرمود : "کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لاعرف" یعنی "من گنجی پنهانی بودم پس دوست داشتم شناخته شوم آنگاه انسان را بیافریدم تا شناخته شوم". در شرح این حدیث شریف ، سخن ها گفته و کتاب ها نوشته شده است اما یکی از لطیف ترین و زیباترین شرح ها را شیخ نجم الدین رازی عارف نامدار و تأثیرگزار قرن ششم و ابتدای قرن هفتم هجری در کتاب "مرموزات اسدی در مزمورات داودی" نگاشته است . این عارف بزرگ در این خصوص معتقد است که این حدیث هشت کلمه است و بهشت هم هشت در دارد ...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۲ ، ۰۹:۳۱
مدیر سایت